لغت نامه دهخدا
قاشق ساز. [ ش ُ ] ( نف مرکب ) آنکه قاشق سازد. قاشق درست کننده.
قاشق ساز. [ ش ُ ] ( نف مرکب ) آنکه قاشق سازد. قاشق درست کننده.
( صفت ) آنکه قاشق سازد قاشق تراش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق اظهارات رابرت زینک-اولین مأمور پلیسی که صبح روز واقعه در محل حاضر شده بود- در کنار جسد یک سرنگ، یک قاشق و باقیماندهٔ مواد وجود داشتهاست.
💡 گوشت چرخ کرده را با پیاز سرخ شده و ۲ قاشق سوپخوری روغن تفت میدهیم و میگذاریم با یک لیوان آب بپزد تا به روغن بیفتد. رب گوجه فرنگی را اضافه کرده و نمک و فلفل آن را میزان میکنیم. از این مایه گوشتی برای انواع غذاهای ماکارونی و لازانیا استفاده میکنیم.
💡 امام رضا عليه السلام: هر كس بخواهد در دوره زمستان زكام را از خود دور ببيند هر روزسه قاشق از غذاى عسل بخورد.
💡 آیین قاشقزنی در مراسم چهارشنبهسوری نیز احتمالاً نشات گرفته از این عقیده است که ارواح نیک درگذشتگان در رستاخیز آخر سال به میان زندگان بازگشته و به شکل افرادی که رویشان پوشیدهاست به خانه بازماندگان سر میزنند و زندگان برای یادبود و برکت به آنان هدیهای میدهند.
💡 پلاستیکهای تجدیدپذیر برای مواد پلاستیکی یکبار مصرف استفاده شدهاند. مثل بستهبندی، ظروف سفالی، قاشق، چنگال و چاقوسازی، گلدانها، کاسه و لگنهای پلاستیکی و نیهای نوشیدنی.
💡 لازم است روغن را با قاشق چوبی آنقدر بزنید تا آب شود انتظار نداشته باشید که روغن به کلی آب شود.