قاشق تراش
مترادفها
قاشقساز
لغت نامه دهخدا
قاشق تراش. [ ش ُت َ ] ( نف مرکب ) کسی که شغل او قاشق تراشی و قاشق سازی است. آنکه چمچه ها را بسازد. ( آنندراج ):
چه گویم از آن یار قاشق تراش
ندیدم که قاشق بسوزد چو آش.میرزا طاهر وحید( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه قاشق سازد کسی که چمچمه و معلقه سازد.
جمله سازی با قاشق تراش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قاشق تراش محله، روستایی است از توابع بخش کوهستان شهرستان تنکابن در استان مازندران ایران.
💡 این هنرمند با استفاده از ابزار قاشق تراش، قطعات چوبی بسیار ظریف و زیبایی را برای تزئین سفرههای سنتی خلق کرد.
💡 در صنایع دستی قدیمی، قاشق تراشها نقش مهمی در ساخت ظروف چوبی مورد استفاده در آشپزخانههای خانههای روستایی داشتند.
💡 او برای یادگیری هنر حکاکی روی چوب، ابتدا مهارت استفاده از قاشق تراش را تحت نظر یک استاد کارآزموده آموخت.