لغت نامه دهخدا
فندق هندو. [ ف َ دُ ق ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فندق هندی. رجوع به فندق هندی شود.
فندق هندو. [ ف َ دُ ق ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فندق هندی. رجوع به فندق هندی شود.
فندق هندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آهشان فندق سربسته و چون پسته همه ز استخوان ساخته خفتان به خراسان یابم
💡 ز بادام سرمه به مرجان خرد گهی ریخت و گاهی به فندق سترد
💡 شکر آورده زیر حلقهٔ میم شخوده برگ گل از فندق سیم
💡 بر لاله مزن ز چشم سنبل را بر پسته منه ز ناز فندق را
💡 نار بار آرد که این پستان بود فندق آرد کاین سر انگشتان بود
💡 فندق تر ریختی بر خشک تار در تر و در خشک افکندی شرار