فرنی پزی

لغت نامه دهخدا

فرنی پزی. [ ف ِ پ َ ] ( حامص مرکب ) پختن فرنی. || ( اِ مرکب ) دکانی که در آنجا فرنی پزند و فروشند.

فرهنگ فارسی

۱ - عمل و شغل فرنی پز ۲ - ( اسم ) دکان فرنی پز.

جمله سازی با فرنی پزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فرنی و زویی نیز اشاره‌هایی به او می‌شود، ولی در کتاب تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار، سلینجر از زبان بادی، پسر دوم خانواده، شروع به گسترش و بیان سیمور می‌کند. این که شباهت‌های زیادی بین سیمور و خود سلینجر و بادی وجود دارد کمابیش در قهرمان‌های دیگرِ سلینجر با خود او مشخص است. به‌عنوان نمونه، شخصیت هولدن در ناطورِ دشت نیز از این قاعده مستثنی نیست.

💡 رئیس این سازمان از سال 93 تاکنون مهدی فرنیان است

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز