غول تشنگ

لغت نامه دهخدا

غول تشنگ. [ ] ( ص مرکب ) غولدنگ. آدم قدبلند بدترکیب. از معنی غول بمعنی دیو مأخوذ است. ( از فرهنگ نظام ). قلتشن.

فرهنگ فارسی

یا غولدنگ آدم قد بلند بد ترکیب

جمله سازی با غول تشنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سقاى دوم: خود امام حسين عليه السلام است كه خودش سقاى اين تشنگان است. حالا بايدكيفيتش گفته شود.

💡 خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست یوسف از خیل اسیران گریبان چاک اوست

💡 مستسقی ام فزایدم از آب تشنگی از آتش می ام بنشان التهاب را

💡 گفتنش ای شاه این طفل رضیع مستمند رفته است از تشنگی او را ز دل صبر و قرار

💡 از تشنگی دل و جان بر چه زنخدانش گه این زچاه برآید که آن فرود آید

💡 چو لب تشنگان ره به دریا برند ازو کم چه گردد گر آبی خورند؟

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز