غبار برامدن

لغت نامه دهخدا

( غبار برآمدن ) غبار برآمدن. [ غ ُ ب َ م َ دَ ]( مص مرکب ) مراد بی رونق شدن. ( از فرهنگ سکندرنامه، آنندراج ). || گرد انگیخته شدن:
در راه غمش دواسبه راندم
یک ذره غبار برنیامد.خاقانی.

فرهنگ معین

( غبار برآمدن ) ( ~. بَ مَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) کنایه از: کساد شدن، از رونق افتادن.

فرهنگ فارسی

( غبار بر آمدن ) ( مصدر ) ۱ - برخاستن گرد و غبار ۲ - بی رونق شدن.

جمله سازی با غبار برامدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشم بر راهست دل شاید از آن ره قاصدی آید و در کوی ما بفشاند از دامن غبار

💡 غبار آشوب تعمیر است، دست رفته از کارم جنون پیر خرابات است، آبادم نگه دارد

💡 آلودگی هوا در شهر خمین اغلب به دلیل گردوغبارهای محلی و توده‌های غباری که از کشور عراق و عربستان به سمت ایران می‌آید می‌باشد.

💡 آنکه از زخم گشاد دیگران بی جان شدی زنده گشتی از غبار اسب او اندر زمان

💡 از بلندر می‌توان برای شبیه‌سازی دود، باران، گرد و غبار، پارچه، مایعات، مو و مدل‌های ریجید بادی استفاده کرد.

💡 در سال ۱۹۵۷، هانس پترسون یکی از اولین اندازه‌گیری‌های مستقیم سقوط غبار بین سیاره‌ای در زمین را انجام داد، و آن را ۱۴٬۳۰۰٬۰۰۰ تن در سال تخمین زد.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز