لغت نامه دهخدا
علی ناشی ٔ. [ ع َ ی ِ ش ِءْ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲبن وصیف بغدادی. مشهور به ناشی ءالاصغر. رجوع به ناشی ءالاصغر ( علی بن عبداﷲ... ) شود.
علی ناشی ٔ. [ ع َ ی ِ ش ِءْ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲبن وصیف بغدادی. مشهور به ناشی ءالاصغر. رجوع به ناشی ءالاصغر ( علی بن عبداﷲ... ) شود.
💡 ناز های ناشی از عقل و جنون نازِ اشک و ناز آه و ناز خون
💡 حرکت، کان ز طبع ناشی نیست؛ ثمر آن بجز تلاشی نیست
💡 چو در بزم طرب باشی بخیلی کم کن ای ناشی مبادا یار ز اوباشی کند با تو همین دستان
💡 تمام ماسوا آثار حقند که ناشی جمله از کردار حقند
💡 دیدهای عمری تو داد و داوری وانگه از نادیدگان ناشیتری
💡 بحر پر شور و ناخدا ناشی دل به دریا همی کنی ناچار