علی فرزدقی

لغت نامه دهخدا

علی فرزدقی. [ ع َ ی ِ ف َ رَ دَ ] ( اِخ ) ابن فضال بن علی بن غالب بن جابربن عبدالرحمان بن محمدبن عمروبن عیسی بن حسن ابن زمعه مجاشعی قیروانی. مشهور به فرزدقی و مکنی به ابوالحسن. وی ادیب و نحوی و صرفی و لغوی ومفسر و مورخ و عروضی بود. در هجر متولد شد و شروع به جهانگردی کرد و سرانجام در بغداد ساکن گردید. و درآنجا به تدریس نحو و لغت پرداخت و از جماعتی از شیوخ مغرب حدیث نقل کرد و با نظام الملک نیز مرتبط گشت. و در دوازدهم ربیعالاول سال 479 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- اکسیرالذهب فی صناعة الادب و النحو. 2- البرهان العمیدی فی التفسیر، در بیست مجلد. 3- الدول فی التاریخ. 4- شرح معانی الحروف رمانی. 5- الفصول فی معرفةالاصول. و نیز او را اشعاری است. ( از معجم المؤلفین ج 7 ص 565 ). و نیز رجوع به ابوالحسن مجاشعی شود.

جمله سازی با علی فرزدقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ناید بدین قوافی زین خوبتر سخن گرچه سخن تر از نماید فرزدقی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران