علی سغدی
لغت نامه دهخدا
علی سغدی. [ ع َ ی ِ س ُ ] ( اِخ ) ابن حسین بن محمد سغدی حنفی. فقیه بود و در سال 461 هَ. ق. در بخارا درگذشت. نسبت او به «سغد» از نواحی سمرقند است. او راست: 1- النتف فی الفتاوی. 2- شرح بر کتاب خصاف در ادب قاضی بر مذهب ابوحنیفه. 3- شرح الجامع الکبیر شیبانی، در فروع فقه حنفی. ( از معجم المؤلفین از تاج التراجم ابن قطلوبغا ص 32 و الجواهر المضیئه قرشی ج 1 ص 361 و الفوائد البهیه لکنوی ص 121 و کشف الظنون ص 46 و هدیة العارفین ج 1 ص 691 ).
جمله سازی با علی سغدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سویاب و تالاس (که امروز در کشور قرقیزستان واقع شدهاند) مهمترین مراکز کاروانرو در شمال سغد در قرون ششم تا هشتم میلادی بودهاند. در این دو قرن، تجار سغدی از حمایت نظامی سربازان گوکترک برخوردار بودند.
💡 مدتی بعد، امپراتوری سامانی در سغد ظهور کرد و امیران سامانی به عنوان اربابان جدید راه ابریشم جایگزین سغدیها شدند..
💡 زبان سغدی که در دوران باستان و قرون وسطی به آن گویش میشد، امروزه از بین رفتهاست. با این حال، یغنابیها که در استان سغدِ تاجیکستان زندگی میکنند، هنوز به یکی از لهجههای آن سخن میگویند. لهجه یغنابی از زبان سغدی که در غرب فرغانه گویش میشد، گرفته شدهاست.
💡 پسوند کند در اسامی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر زیاد دیده میشود. ریشه آن از پارسی باستانی «کنتا»، سغدی «کنت» بمعنی دژ یا شهر است :