علی بن محمد بدیهی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بَدیهی، ابوالحسن علی بن محمد (د ح ۳۸۰ق /۹۹۰م )، شاعر ایرانی عربی سرا بوده و محل تولد او را شهرزور ذکر کرده اند.
لقب بدیهی که بدان شهرت یافته، ظاهراً از آن جا ناشی شده است که وی در بدیهه سرایی زبردست بوده است، اما زبردستی او در بدیهه سرایی مسلم نیست، زیرا به عکس، وی به کندسرایی مورد هجو قرار گرفته است. وی را به القاب دیگری نظیر حکیمی و نقیب الشعرا نیز خوانده اند لقب حکیمی ظاهراً از آن جا برخاسته که وی در حکمت و فلسفه نیز دستی داشته است، اما شهرت او به شاعری بیشتر است. در اشعار باقی مانده از او نیز چیزی که بر فیلسوف بودن او اشاره کند، یافت نمی شود؛ آثار فلسفی او چند قطعة منثور است که در منابع پراکنده است.
بدیهی از زبان دیگران
ابوبکر خوارزمی شعر او را - به رغم کثرت - بی ارزش می پنداشت و از باب نقد تنها یک بیت او را درخور توجه می دانست. ثعالبی که این سخن را نقل کرده، به دفاع از شاعر پرداخته، و نظر خوارزمی را ستمی در حق او خوانده است. باخرزی نیز در تأیید او، دانش لغوی و نیکویی شعر شاعر را ستوده است.
همراهان
بدیهی دیرزمانی با یحیی بن عدی مصاحبت داشت، اما پیوندش با صاحب بن عباد ناگسستنی بود، به خصوص که به قول ابوحیان توحیدی، صاحب نزد بدیهی عروض آموخته بود. ثعالبی برخی از ابیات او را در مدح صاحب بن عباد آورده است.
اساتید
...
جمله سازی با علی بن محمد بدیهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زندگی من [پس از ورود به دنیای هری پاتر] کمی تغییر کردهاست. بدیهی است که من گاهی [در میان مردم] شناخته میشوم و آنها به طرف من در کوچه و خیابان میآیند، اما این واقعاً برایم سرگرمکننده و عالی است چون آنها فقط میخواهند در مورد فیلم صحبت کنند و واقعاً مشتاق به انجام آن هستند. این برای من فوقالعاده است که آنچه که آنها میگویند را، بشنوم.
💡 بدیهی است که تعریف بالا با سه معادلهٔ زیر برابر است:
💡 نامهای بدیهی (یانامهای معمول) اسامی قدیمی غیر منظم هستند، که متداولترین سیستم نامگذاری هستند در ادبیات استفاده شدهاست. معمولترین اسیدهای چرب اسامی بدیهی در اضافه بر نامهای منظمشان دارند (زیرراببینید)
💡 را برابر تعداد عناصر موجود در پشته در نظر گرفته و بدیهی است که در ابتدا
💡 منتقدان وی، روش استدلال وی را، بیانِ با اعتماد به نفسِ «خبر» های به کلی ساختگی به عنوان واقعیتهای بدیهی میدانند؛ آن هم در جمعیتی آنچنان زیاد که مخاطب اگر بخواهد هم فرصت درستیسنجی آنها را ندارد.
💡 بدیهی است که مهاراجهٔ محلی از این جریان رنجید.