عقرب بحری

مترادف‌ها

عقرب دریایی

لغت نامه دهخدا

عقرب بحری. [ ع َ رَ ب ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) کژدم دریائی است و آن ماهیی است که بر سر وی خاری بود که بدان بزند و بگزد، و به هندی سینگی مچهلی نامیده میشود. ( از الفاظ الادویه ). ماهی صدفی خاردار است و سرش بزرگ و خالی سفید بر آن رسته و نیش آن حیوان است، و گزیدن او باعث سوزش عظیم میگردد. ( ازتحفه حکیم مؤمن ). کژدم دریایی، و آن چون ماهی کوچکی است تیره رنگ که به سرخی زند و بر سر وی خالی سفید بود که بدان میزند و جسم وی خارناک بود و سر وی بزرگتر از بدن وی بود. ( از اختیارات بدیعی ). معادل آن اسقوربینوس است به یونانی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

کژدم دریائی است و آن ماهیی است که بر سر وی خاری بود که بدان بزند و بگزد و به هندی سینگی مچهلی نامیده میشود ماهی صدفی خاردار است و سرش بزرگ و خالی سفید بر آن رسته و نیش آن حیوانست و گزیدن او باعث سوزش عظیم میگردد

جمله سازی با عقرب بحری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نيز نمى شود مارها و عقرب هاى ملكوتى كه در قبر ميت را نيش مى زنند با اين چشم هاىمادى ديد؛ زيرا آنها از جنس مارها و عقرب هاى مادى اين عالم نيستند كه بشود آنها را مشاهدهكرد.

💡 در حقیقت شیشه ی پر عقرب است این آسمان نیست ممکن کز گزند او سلامت بگذری

💡 لعب با دنبال عقرب بوسه بر دندان مار پنجه با چنگال ضیغم غوص در کام نهنگ

💡 عضو اصلی سیمینار هنر خطه در دو قرن اخیر، 15 و 16 عقرب 1364 هـ.ش؛

💡 فیلم سینمایی کژدُم یا عقرب، در ژانر اکشن و ملودرام، به کارگردانی Muhlisa Azizova: موهلیسا عزیزووا، ساختهٔ کشور ازبکستان

💡 تا دل ما شد اسیر عقرب زلفین تو همچو عقرب دست‌ها بر سر نهادیم ای پسر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران