عسل انقردیا

لغت نامه دهخدا

عسل انقردیا. [ ع َ س َ ل ِ اَ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عسل بلادر. عسل البلادر. رجوع به عسل بلادر و عسل البلادر شود.

فرهنگ فارسی

عسل بلادر عسل البلادر

جمله سازی با عسل انقردیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی آن خانها هرگه که حل گشت عدد شد ناپدید و یک عسل گشت

💡 گفتم ای شاه علم من که میان عسلم از عسل من که چشد گفت لب خوش منشان

💡 عسل دادت از نحل و من از هوا رطب دادت از نخل و نخل از نوی

💡 چون از سر خویش از عسل دور شدم بنگر که چه آمد به سرم از سرِ خویش

💡 می عسل گردد ز دستش بتکده مسجد شود پیر فاسق بین که چون صاحب کرامات آمدست

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز