فرهنگستان زبان و ادب
{retardation time spectrum, retardation spectrum} [مهندسی بسپار] توزیع زمان های درنگش مادۀ گران روکشسان که می تواند با تنواره ای نشان داده شود که شمار فراوانی فنر و بالشتک روغنی دارد که به صورت سری بسته شده اند
{retardation time spectrum, retardation spectrum} [مهندسی بسپار] توزیع زمان های درنگش مادۀ گران روکشسان که می تواند با تنواره ای نشان داده شود که شمار فراوانی فنر و بالشتک روغنی دارد که به صورت سری بسته شده اند
توزیع زمانهای درنگش مادۀ گرانروکشسان که میتواند با تنوارهای نشان داده شود که شمار فراوانی فنر و بالشتک روغنی دارد که بهصورت سری بسته شدهاند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روان گردید خون از جای سنگش نبود ین مرد چون جای درنگش
💡 گردون کینه پرورد در مهر این درنگش بدخواه مهر پرداخت بر کین آن شتابش
💡 چو خواهی شتابش یکی کشتی است چو خواهی درنگش یکی لنگرست
💡 که گرنه بر شکم میبست سنگش ندیدی کس به دیگر جا درنگش
💡 نکو خَوض کن در صلاح و صواب ببین تا درنگش به است از شتاب
💡 به حشر وعده دیدار کرده بی تابم شتاب من به سر آرد مگر درنگش را