لغت نامه دهخدا
محمل بستن. [ م َ م ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بستن کجاوه بر پشت شتر و جز آن:
تبیره زن بزدطبل نخستین
شتربانان همی بندند محمل.منوچهری.|| حرکت کردن ( مسافر و کاروان و غیره ).
محمل بستن. [ م َ م ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بستن کجاوه بر پشت شتر و جز آن:
تبیره زن بزدطبل نخستین
شتربانان همی بندند محمل.منوچهری.|| حرکت کردن ( مسافر و کاروان و غیره ).
۱ - ( مصدر ) بستن کجاوه بر پشت شتر و جز آن: تبیره زن بزد طبل نخستین شتربانان همی بندند محمل. ( منوچهری ) ۲ - حرکت کردن ( مسافر کاروان و غیره )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعله تا بال کشد دود برون تاخته است بار ما پیشتر از بستن محمل بستند