لغت نامه دهخدا
طبرنیره. [ طَ ب َ ن َ رُ/ رَ ] ( معرب، اِ ) ( معرب از اسپانیولی ) صاحب میخانه. می فروش. پیر میکده. پیر خرابات. ( دزی ج 2 ص 21 ).
طبرنیره. [ طَ ب َ ن َ رُ/ رَ ] ( معرب، اِ ) ( معرب از اسپانیولی ) صاحب میخانه. می فروش. پیر میکده. پیر خرابات. ( دزی ج 2 ص 21 ).
صاحب میخانه می فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز نیره ها همه صحرا چو نیستان شده بود همه چو شیران در نیستان گرفته مکان
💡 پیرامون آثار و اندیشههای وی کتاب «عشق است اگر حقیقتی هست» به قلم دکتر مهری تلخابی منتشر شدهاست. همچنین رمان کوتاهی با عنوان «زیر پل رنگینکمان» به قلم دکتر نیره سادات علوی داستانی است بر بنیاد زندگی دکتر قدمعلی سرامی که به تازگی روانه بازار نشر گردیده است.
💡 از پیچ نیره تو تن صفدران بپیچ وز تاب خنجر تو تن سرکشان بتاب
💡 در سال ۱۳۳۲ با نیره شیروانی هژیری ازدواج کرد و از این ازدواج دارای ۳ دختر و ۴ پسر شد.
💡 این بیانیه به امضای الیاس نادران، حسین نجابت، علیرضا زاکانی، مهدی کوچک زاده، فاطمه آجورلو، نیره اخوان بیطرف، حسن کامران و طباطبایی نژاد اعضای این هیئت رسیدهاست که پس از آن به گفته حسن کامران، با برخی از این نمایندگان از جمله آجرلو به دلیل تهیه همین گزارش و بیانیه برخورد قضایی صورت گرفت.