لغت نامه دهخدا
دوستگانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) دوستگان. دوستکان. || به سلامتی معشوق. ( ناظم الاطباء ). شادی دوست.
دوستگانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) دوستگان. دوستکان. || به سلامتی معشوق. ( ناظم الاطباء ). شادی دوست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طره بخت را بشانه زنم گر دمی با تو دوستگانه زنم