سحور زدن

لغت نامه دهخدا

سحور زدن. [ س َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سحوری زدن:
اولاً وقت سحر زن این سحور
نیمشب نبود گه این شر و شور.مولوی.من هم از بهر خداوند غفور
میزنم بر در به امیدش سحور.مولوی. || ضرب سحور:
تا بجوشد زین چنین ضرب سحور
در دُرافشانی و بخشایش بحور.مولوی.رجوع به سحوری زدن شود.

فرهنگ فارسی

سحوری زدن یا ضرب سحور

جمله سازی با سحور زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شام شهر رمضانم شب هجران گشته می برد رشک ز شام تو مرا وقت سحور

💡 آن یکی می‌زد سحوری بر دری درگهی بود و رواق مهتری

💡 سحور نیز بوقت خودم نیاوردند وصال روزه معیّن شد از فراق طعام

💡 2 - سوره (انزلناه ) را در وقت سحور بخواند كه هر كه اين سوره مباركه را در وقتافطار كردن و سحور بخواند در ما بين اين دو وقت ثواب كسى داشته باشد كه در راه خدادر خون خود بغلطد.

💡 ز حرص نعمت عصیان که زهر معنویست بدون صوم کند نفس زله بند سحور

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز