ساقیگری کردن

لغت نامه دهخدا

ساقیگری کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شغل و کار ساقیگری داشتن. چمانی بودن. شرابداری کردن: و وی را [ محمد نوشتگین را ] چاشنی گرفتن و ساقیگری کردن فرمود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 417 و چ فیاض ص 410 ). رجوع به ساقی و ساقیگری شود.

فرهنگ فارسی

شغل و کار ساقیگری داشتن

جمله سازی با ساقیگری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جلوه درآمد ز هر سو پری چو چشم خوش خود به ساقیگری

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز