لغت نامه دهخدا
روباهی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مکر و حیله کردن بود. ( انجمن آرا ). کنایه از مکر و حیله ورزیدن باشد. ( برهان قاطع )( آنندراج ). رجوع به روباه بازی کردن و روباهی شود.
روباهی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مکر و حیله کردن بود. ( انجمن آرا ). کنایه از مکر و حیله ورزیدن باشد. ( برهان قاطع )( آنندراج ). رجوع به روباه بازی کردن و روباهی شود.
( مصدر ) حیلهگری مکر کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به افسون روباهی آن شیرمرد زر پخته را بر می خام خورد
💡 ولی چون بخت روباهی نمودش ز شیری و جهانگیری چه سودش
💡 فتادی بر همه اعضاش لرزه چو روباهی که بیند شیر شرزه
💡 آن یکی چون خوک گمراهی شده وان دگر از حیله روباهی شده
💡 دشمن برگشته بخت توست روباهی که او پنجه با سر پنجه شیر دلاور می کند
💡 چیست روباهی تلاش ساز و برگ شیر مولا جوید آزادی و مرگ