دل فزاینده
لغت نامه دهخدا
دل فزاینده. [ دِ ف َ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب )فزاینده دل. دل دهنده. افزاینده بر دل:
ز بهتر سخن نیست پاینده تر
وزاو خوشتر و دل فزاینده تر.اسدی.
فرهنگ فارسی
فزاینده دل. دل دهنده.
جمله سازی با دل فزاینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فشار فزاینده شوروی-بریتانیایی بر ایران با تجمع سربازان در مرزها همراه شد.
💡 نصر فزاینده باد ناصر دین را صدر جهان خواجهٔ زمان و زمین را
💡 در خلال نیمه دوم قرن بیستم، جمعیت جهان با رشدی فزاینده و بیش از هر زمانی افزایش یافتهاست.
💡 گرچه بیدست و دهانند درختان چمن لیک سرسبز و فزاینده و دردی خوارند
💡 با این حال، لنز و قرنیه چشم انسان بهطور فزایندهای جذب طولموجهای کوتاهتر میشود و این امر حد طولموج کوتاه نور قابل رویت انسان را تقریباً به ۲۸۰ نانومتر میرساند که بنابراین نور فرابنفش نامیده میشود.
💡 صبح و مه زین سبب فزایندهست ملک او زین دو روی پایندهست