لغت نامه دهخدا
رنگ برگان. [ رَ گ ِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )رنگ برکان. ( برهان قاطع ). رجوع به رنگ برکان شود.
رنگ برگان. [ رَ گ ِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )رنگ برکان. ( برهان قاطع ). رجوع به رنگ برکان شود.
رنگ برکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او با خواننده های مطرحی چون سیا، ایوا مکس، اکس اکس اکس تنتاسیون، جولی برگان، و... همکاری داشته است.
💡 زبی برگان خزان سنگدل رنگی نمی دارد زرهزن هر که چون شمشیر شد عریان نیندیشد
💡 گر فتد سوخته نانی به کف بی برگان همه یکجا شده چون لاله به هم می نوشند
💡 غم خود خور تو که در کلبه ما بی برگان برگ عیش است که چون برگ خزان ریخته است
💡 تا درایام خزان برگ و نوایی با شدت در بهاران غافل ازاحوال بی برگان مباش