راه خوری

مترادف‌ها

رشوه، باج

متضادها

صداقت، نزاهت، پاکدامنی

لغت نامه دهخدا

راه خوری. [ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل راه خور. راه بریدن بسرعت. ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ):
این رخش که مثلش نجهد برق جهان
چون صیت شهنشاه دود گرد جهان
بر مائده طی مکان مهمان است
در راه خوری نقش سمش گشته دهان.ظهوری ترشیزی ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

عمل راه خور. راه بریدن بسرعت

جمله سازی با راه خوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه خوری گرد راه و رنج سفر بر در شهر کاروان می‌بر

💡 بی‌کف و بی‌قدح شراب خوری بی‌دهن نقل و هم کباب خوری

💡 تخم تا در زمین نمانده سه ماه بر ازو کی خوری به خرمنگاه

💡 از قتل من چه خیزد اگر چه به خونِ من تعجیل می نمایی و زنهار می خوری

💡 آن یمی کاین جهان از او قطره است وان خوری کاسمان از او ذره است

💡 آنچنان صد سال دیگر گر خوری پی به چیزی غیر ازین مشکل بری

💡 مبارزه با راه خوری و فساد اداری در نهادهای دولتی، یکی از ارکان اصلی برای دستیابی به توسعه پایدار و ایجاد اعتماد عمومی در میان شهروندان است.

💡 هرگونه اقدام به سوی راه خوری در معاملات دولتی، علاوه بر تخریب اقتصاد کشور، باعث از بین رفتن فرصت‌های رشد برای نسل‌های آینده و افراد توانمند می‌شود.

💡 سیستم‌های نظارتی دقیق و شفافیت در فرآیندهای مالی، بهترین راهکار برای جلوگیری از راه خوری و افزایش سلامت عملکرد در مدیریت منابع مالی عمومی جامعه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران