ذات العرض

لغت نامه دهخدا

ذات العرض. [ تُل ْ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) داود ضریر انطاکی در تذکره ذیل کلمه شوصه و ذات جنب گوید: و یقال لما بین الکتفین منها ذات العرض و مقابلها ذات الصدر. رجوع بکلمه ذات الجنب قسمت منقول از تذکره شود. و رجوع به ذات الصدر، جزء منقول از کشاف اصطلاحات الفنون شود.

فرهنگ فارسی

داود ضریر انطاکی در تذکره ذیل کلمه شومه و ذات جنب گوید.

جمله سازی با ذات العرض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود «الرحمن علی العرض استوی» گفت مقام راز خود را دل بجا گفت

💡 ستر العمى، زين العرض، و فاعله، فى راحة و جليسه امن

💡 و من از هيبت آن جناب بى خود شده بودم و از دهشت و بى شعورى گفتم: فرشْتُهابطول و العرض.

💡 الف. روح القدس واسطه علم لدنّى انبيا و اوصياست: فبه عرفوا الا شياء (1090)، فبروح القدس يا جابر عرفوا م امتحت العرض إ لى ما تحت الثرى (1091)، يُرى به ما فى شرق الا رض و غربها و برّها و بحرها.

💡 قال على عليه السلام: الفقر و الغنى بعد العرض على اللّه نهج البلاغه/حكمت 252

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز