لغت نامه دهخدا
دیر احویشا. [ دَ رِ اَح ْ ] ( اِخ ) ( احویشا در زبان سریانی بمعنی محبوس است ) و این دیر در اسعرت یکی ازشهرهای دیاربکر نزدیک ارزن الروم [ ارزروم ] و حیزان است و در آن چهارصد راهب است. ( از معجم البلدان ).
دیر احویشا. [ دَ رِ اَح ْ ] ( اِخ ) ( احویشا در زبان سریانی بمعنی محبوس است ) و این دیر در اسعرت یکی ازشهرهای دیاربکر نزدیک ارزن الروم [ ارزروم ] و حیزان است و در آن چهارصد راهب است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبود علایق دو جهان گرد دامنش چون من مجردی که ز دیر و حرم گذشت
💡 ترک هر مذهب گرفتم، زانکه نزد پیر دیر ذکر مذهب لاابالی زاختلاف مذهب است
💡 مگر خود برگشاید ناوکی آن شوخ و نگذارد که از دیر التفاتیهای آن ناوک فکن میرم
💡 خواهی به دیر کن ساز خواهی به کعبه پرداز هنگامهٔ نفسها بیکشمکش نباشد
💡 خوش است این کهنه دیر پرفسانه اگر نه مردنستی در میانه