دراز نویس

لغت نامه دهخدا

درازنویس. [ دِ ن ِ ] ( نف مرکب ) درازنویسنده. منشی. طومارنویس. کسی که روی کاغذهای دراز طوماروار چیز می نویسد. ( فرهنگ لغات عامیانه ). || نام مستهزآنه که متجددین علوم مالیه به مستوفیان و سیاق دانان می دادند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به دراز نوشتن و درازنویسی شود.

فرهنگ فارسی

دراز نویسنده. منشی. طومار نویس

جمله سازی با دراز نویس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دستی بلند ساز که عمر دراز خضر مدی بود ز دفتر احسان صبحگاه

💡 سودای من از طره مشکین ویست کو ته چکنم دراز نائی دارد

💡 سپه کشیدی زی ری که سالیان دراز کسی به گرد وی اندر نکرده بود گذر

💡 زلفِ تو چنین دراز و من در عجبم تا دست بدو از چه سبب مینرسد

💡 دوان پیش او رفت و بردش نماز نشست اندر ایوان زمانی دراز

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز