خلل پذیرفتن
مترادفها
نقص یافتن، دچار نقص شدن، ایراد پیدا کردن
متضادها
بیعیب بودن، کامل بودن، سالم بودن
لغت نامه دهخدا
خلل پذیرفتن. [ خ َ ل َ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول خلل کردن. فساد و تباهی پذیرفتن: به تضریب نمام خائن بنای آن دوستی خلل پذیرد. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ فارسی
قبول خلل کردن فساد و تباهی پذیرفتن
جمله سازی با خلل پذیرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوشمندی این توافق در این بود که خواست شوروی بر تشکیل شرکت نفتی، با خروجش از آذربایجان گره خورده بود؛ چون بدون خروج شوروی، انتخاباتی برگزار نمیشد و بدون انتخابات مجلسی تشکیل نمیشد تا موضوع شرکت نفتی در آن مطرح شود. قوام همچنین در خردادماه توانست با پذیرفتن بعضی از خواستههای فرقه دموکرات، غائله آذربایجان را ختم کند..
💡 راگبی در استرالیا و نیوزیلند هم در سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ وضعیت مشابهی را تجربه کرد. برخی از باشگاههای راگبی در این دو کشور با پذیرفتن مقررات اتحادیه شمالی راگبی (به همراه تغییراتی) سازمانهایی را با نام لیگ راگبی فوتبال تأسیس کردند. در سالهای بعد تعداد طرفداران راگبی ۱۳ نفره در این دو کشور و بیشتر جزایر اقیانوسیه از طرفداران راگبی ۱۵ نفره بیشتر شد.
💡 قانون HITECH استفاده معقول از EHR را به صورت معنی دار در نظام مراقبتهای بهداشتی به عنوان یک هدف حیاتی ملی و ایجاد انگیزه برای پذیرش EHR استفاده کرد. تنها هدف پذیرفتن (EHR)نیست، بلکه استفاده معنی دار "از EHRها "- یعنی استفاده از آنها توسط ارائه دهندگان برای دستیابی به پیشرفت قابل توجه در مراقبت است.