لغت نامه دهخدا
خسروشاذفیروز. [ خ ُ رَ / رُو ] ( اِخ ) نام کوره حلوان است و شامل پنج طسوج می باشد به آن «استان خسرو شافیروز» نیز می گویند. ( از معجم البلدان ).
خسروشاذفیروز. [ خ ُ رَ / رُو ] ( اِخ ) نام کوره حلوان است و شامل پنج طسوج می باشد به آن «استان خسرو شافیروز» نیز می گویند. ( از معجم البلدان ).
نام کوره حلوان است و شامل پنج طسوج می باشد به آن [ استان خسرو شافیروز ] نیز می گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الحق سزد که تربیت خسرو عجم میر نظام لشکر ایران کند تو را
💡 ایا خسروی کز پی جاه خویش فلک را به جاهت نیاز آمدست
💡 چو پیدا گشت خسرو از بیابان فغان برداشت از بالا نگهبان
💡 ایاز، آن خسروی کش من غلامم به عشق او برآید کاش نامم
💡 پراندیشه خسرو شبی خفته بود جهان دید کز میغ آشفته بود
💡 خسرو عشق چون به قهر آید صبر مغلوب و عقل مقهور است