لغت نامه دهخدا
حسن زعفران بولی.[ ح َ س َ ن ِ زَ ف َ ] ( اِخ ) رجوع به حسن داماد شود.
حسن زعفران بولی.[ ح َ س َ ن ِ زَ ف َ ] ( اِخ ) رجوع به حسن داماد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خنده گر خیزد بجای اشکم از دل، دور نیست کز پیاز امروز دیگر میکند گل زعفران
💡 «اراضی زعفرانیه بخشوده محمد شاه قاجار به یکی از کنیزانش مشهور به زعفران باجی بودهاست»
💡 6 - بوييدن بوى خوش مانند مشك و زعفران ولى رسيدن بوى خوش به دماغ در مواردى كهاختيارى نباشد مانعى ندارد
💡 زعفران علیا، روستایی از توابع بخش حمیل شهرستان اسلامآباد غرب در استان کرمانشاه ایران است.
💡 از زعفران روی من و مشک زلف دوست تعویذ کردهام ز من آن دیو ازین گریخت
💡 نمی رسد به تو ای پیه، زعفران و نخود چرا به ناله و آهی، به سیر خویش ساز