حساب سازی کردن
مترادفها
جعل حساب، تقلب مالی
لغت نامه دهخدا
حساب سازی کردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عمل حساب سازی را انجام دادن.
جمله سازی با حساب سازی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صاحبِ دیوانِ ما گویی نمیداند حساب کاندر این طُغرا نشانِ حِسبَةً لِلّه نیست
💡 اپیکور عموماً بهعنوان اولین کسی که مسئله شر را با جزئیات شرح میدهد به حساب میآید، و برخی اوقات به این «پارادوکس اپیکوری»، «معمای اپیکور»، یا «سهحدی اپیکور»[پانویس ۲۷] خوانده میشود:
💡 چندجملهایها در تمامی مباحث ریاضیات مهم بوده و نقش بسیار اساسی دارند. از چندجملهایها برای تقریب توابع در آنالیز عددی و حسابی استفاده میشود و در خارج از ریاضیات معادلات اساسی اقتصاد و علم فیزیک براساس چندجملهایها بیان میگردد.
💡 دولت شه روزافزون باد چون نور هلال لشکرش چون نور کوکب برتر آید از حساب
💡 فروغی قطره خون مرا کی در حساب آرد سیه چشمی که هر دم خون کند دلهای مسکین را
💡 یک خدنگ از ترکشت برکش ز بهر جان من ناوک از مژگان چه حاجت بهر قتلم بی حساب