حرف اشباع

لغت نامه دهخدا

حرف اشباع. [ ح َ ف ِ اِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شمس قیس گوید: الفی است که شعراء متقدم از الف اطلاق اشعار عرب گرفته اند، که عرب در قافیه جمال و کمال مثلاً چون وزن اقتضاء حرفی دیگر کند اگر لام در محل نصب باشد الفی بدان الحاق کنند گویند جمالا و کمالا، و اگر درمحل رفع باشد گویند جمالو و کمالو، و اگر در محل جرباشد گویند جمالی و کمالی و این الف و واو و یاء راحروف اطلاق خوانند، یعنی حرف رَوی را بحرکت مطلق میگرداند و قید سکون از وی برمیدارد و بحکم آنکه در پارسی بیشتر کلمات مسکنةالاواخر است، چون وزن اقتضاء حرکت رَوی کردی الفی بدان الحاق کردندی چنانکه شعر:
دوش شبی بود خوب و رخشانا
پروین پیدا و ماه تابانا.
وآنرا الف اشباع خواندندی از بهر آنکه تولد الف جز از اشباع فتحه ماقبل نخیزد. و متأخران شعراء استعمال این الف را عیبی فاحش شمرند و البته جایز ندارند. و چون این مقدمات معلوم شد، بدان که هرچه از این جمله حروف مفرده و ظاهرالترکیب است چون الف دعا و ندا والف تعظیم و تعجب و الف نسبت نشاید که رَوی سازند و بناء شعر بر آن نهند. ( المعجم ص 209 ).

جمله سازی با حرف اشباع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر پایهٔ تقسیم‌بندی ژان فوراستیه، یک اقتصاد از «بخش اول» تولید مواد خام (کشاورزی، دامداری، استخراج منابع معدنی)، «بخش دوم» ساخت و پردازش (فرآوری)، و «بخش سوم» صنایع خدماتی تشکیل شده‌است. فرایند صنعتی‌سازی به‌طور تاریخی بر گسترش بخش ثانویه در یک اقتصاد اشباع‌شده از فعالیت‌های اولیه استوار است.

💡 تخمهای کتان سرشار از اسیدهای چرب ضروری اُمگا- ۳، منیزیم، پتاسیم و سلولز، می‌باشند. آن‌ها همچنین منبع مناسبی از ویتامینهای B، پروتئین و روی هستند. میزان چربیهای اشباع شده و کالری آن‌ها کم است و فاقد کلسترول می‌باشند. طعم گردو مانند پودر تخم کتان خوشایند است، شما می‌توانید این دانه‌های ریز را آسیاب کنید و پودر به دست آمده را به سالاد، سوپ، ماست، غلات، مواد غذایی پخته و آب میوه تازه بیفزایید.

💡 حداکثر انرژی که بتاترون می‌تواند تولید کند توسط قدرت میدان مغناطیسی محدود می‌شود زیرا به دلیل اشباع آهن و اندازه عملی هسته مغناطیسی میزان عملی قدرت میدان مغناطیسی آن محدود است. نسل بعدی شتاب‌دهنده‌ها، یعنی سینکروترون‌ها بر این محدودیت‌ها فایق آمدند.

💡 اجمالاً، کره شمالی‌ها در محیطی زندگی می‌کنند که همه‌جایش به رنگ جوچه است. آنچه آن‌ها می‌شنوند، می‌گویند، حس می‌کنند، و می‌بینند، به‌شدت از ایده‌های جوچه رنگ گرفته‌است. به منظور تصور کردن فرایند چنین اشباع‌سازی فرهنگی، باید چنین محیط را برای زندگی در زمینه یک انقطاع کامل از جهان بیرونی تجربه کند.