جرذ قیل
لغت نامه دهخدا
جرذقیل. [ ج ُ ذَ ] ( اِخ ) قلعه ای است در نواحی زوزان و آن کرسی ( حاکم نشین ) کردهایی است که آنها را بختیه نامند. ( از معجم البلدان ) ( از مرآت البلدان ).
فرهنگ فارسی
قلعه است در نواحی زوزان و آن کرسی کردهایی است که آنها را بختیه نامند.
جمله سازی با جرذ قیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصطلاح دشت یهودی برای غربیترین مناطق ولسوالیهای پیشاور، چارسده، ناحیه ملاکند و مردان امروزی که این مناطق با نمایندگیهای خیبر و مهمند هممرز هستند، استفاده شد. در حالی که کلمه قیل یهودیه برای منطقه فعلی خیبر و گردنه خیبر به کار رفتهاست.
💡 چو شیطان منکر صورت شد از معنیش دور افتاد که هم زان صورت و معنی ز قیل و قال در دعوی است
💡 نمیدانیم طرز قیل و قال بیغمان فیّاض مدار ما نفس فرسودگان بر صحبت حال است
💡 واژه قیل یهودیه، اصطلاحی باستانی بود که توسط مورخان اولیه عرب، فارس و مغول برای منطقهای استفاده میشد که در پاکستان امروزی در منطقه خیبر واقع شدهاست. کلمه خیبر در حال حاضر بخشی از نام استان خیبر پختونخوا پاکستان و باب خیبر معروف است، گذرگاهی که ارتشهای بیشماری از آنجا به هند حمله کردند.
💡 و قیل: هم حفظة الملائکة، و قیل: هو ملک عظیم یفی بخلق من الملائکة.