تهنیت دادن

لغت نامه دهخدا

تهنیت دادن. [ ت َ ی َ دَ ] ( مص مرکب ) تهنیت گفتن. مبارکباد گفتن:
صائبا چون دهمت تهنیت نوروزی
کز تو نوروز کند کسب جهان افروزی.صائب ( از آنندراج ).تهنیت فتح چون دهم که گرفتی
قلعه بهمان کس و حصار فلان را.واله هروی ( ایضاً ).رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تهنیت گفتن مبارکباد گفتن

جمله سازی با تهنیت دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبستان چه می کنی به بستان خرام کن به گل تهنیت فرست به گلبن سلام کن

💡 اگر همی به پسر تهنیت شود واجب بدین پسر که ملک یافته ست واجب تر

💡 به نیاز گفت فردا پی تهنیت بیایم به دو چشم او که جانم بشود اگر نیاید

💡 هرآن عروس که در نوحه شد زحجله نطق ز راه تهنیت اینک به آستان آمد

💡 تهنیت رانند او را بر همایون خلعتی کش عنایت‌کرد شاهنشاه ‌گردون احتشام

💡 چون راست شد به قد حسن جامه بلا گلبانگ تهنیت ز سمک تا سما زدند

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز