لغت نامه دهخدا
تنقیه دادن. [ ت َ ی َ / ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) مسهل دادن و حقنه دادن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنقیه شود.
تنقیه دادن. [ ت َ ی َ / ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) مسهل دادن و حقنه دادن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنقیه شود.
مسهل دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کهریزی معروف بود کوی بزرگ امیرخیز تابستانها از این چشمه سیراب میشد به جهت این که در کنار قناتی احداث کرده بودند خشکیده ولی دو، سه سال است که مالکان قنات در حال تنقیه هستند و آب آن کمکم زیاد میشود.
💡 شایعترین داروهای ضدالتهابی برای درمان بیماریهای التهابی روده، ترکیبات 5ASA نامیده میشوند مانند سولفاسالازین و مسالازین. این ترکیبات به کنترل نشانههای این بیماری پس از مدتی مصرف، کمک میکنند. این داروها به صورت خوراکی یا تنقیه یا شیاف تجویز میشوند.
💡 یکی از اولین اثرات قابل توجه در مصرف دوز زیاد ایبوگائین آتاکسی میباشد، مشکل در هماهنگکردن حرکت عضلانی است که باعث میشود فرد نتواند به تنهایی بایستد یا راه برود. خشکی دهان، تهوع و استفراغ از دیگر عوارض آن است. این علائم ممکن است در برخی موارد از ۴ تا ۲۴ ساعت طول بکشد. برای جلوگیری از تهوع و استفراغ، ایبوگائین گاهی به شکل تنقیه تجویز میشود.