ترنم شناس

لغت نامه دهخدا

ترنم شناس. [ ت َ رَن ْ ن ُ ش ِ ] ( نف مرکب ) دوستدار سرود و نغمه. عالم و علاقمند به سرود و موسیقی: موسیقیدان. آهنگ شناس که در نغمات بصیرتی دارد:
ترنمشناسان دستان نیوش
ز بانگ مغنی گرفتند گوش.نظامی.

فرهنگ فارسی

دوستدار سرود و نغمه. عالم و علاقمند به سرود و موسیقی: موسیقیدان.

جمله سازی با ترنم شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترنم غزل/دربارهٔ سیمین بهبهانی، کتاب نادر، ۱۳۷۹ (ویرایش جدید با عنوان: سیمین بهبهانی: شاعر و تکاپوگر مدنی، مؤسسه جهان کتاب، ۱۳۹۷)

💡 زین که خواهد محو شد عرفی، ز دندان لب ببند می شود محو این ترنم ها، ولی تا کی شود

💡 نظم شیرینم اگر کلک عطارد می‌نوشت دست ناهید از ترنم یک قلم کوتاه بود

💡 ساز طرب دلگشاست نشئه ترنم نماست مطرب ما تر صداست شیشه غزلخوان کنیم

💡 هوایی بیش نتوان یافت از ساز حباب اینجا تو خواهی نوحه‌کن خواهی ترنم‌، دل همین دارد

💡 در آواز سنتی ایرانی اصطلاح تَرَنُّم برای توصیف صداها یا واژه‌هایی به کار می‌رود که خواننده خارج از شعرِ اصلی آواز، می‌خواند. از ترنم برای اجرای تحریر بسیار استفاده می‌شود.

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز