لغت نامه دهخدا
تبه کیش. [ ت َ ب َه ْ ] ( ص مرکب ) تباه کیش. رجوع به تباه کیش شود.
تبه کیش. [ ت َ ب َه ْ ] ( ص مرکب ) تباه کیش. رجوع به تباه کیش شود.
تباه کیش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو را چون نبودهست دانش تمام تبه کردی او را و شد کار، خام
💡 چو نیک اندر رخ رامین نگه کرد وفا و مهرِ ویرو را تبه کرد
💡 بدو گفت بهرام کاین هر دو شیر تبه شد به پیکان مرد دلیر
💡 برخی به خواهران تبهخانمان نگر لختی به دختران سیهروزگار بین
💡 که هان ای گروه تبه روزگار که پیوسته تان بر کژی رفته کار
💡 طومار اعمالش سیه واویلا سامان احوالش تبه واویلا