تباه خرد گردانید
لغت نامه دهخدا
تباه خرد گردانیدن. [ ت َ خ ِ رَ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) دیوانه گردانیدن کسی را: تخبیل؛ تباه خرد گردانیدن. اختبال. ( تاج المصادر بیهقی ).
جمله سازی با تباه خرد گردانید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس به جبران پدرکشی برخی از خوشیها را بر خود حرام گردانید و تن به قیودی داد و با این محرمات و قیود جامعه و فرهنگ کنونی را پدیدآورد.
💡 بجنگ آهنگ او کردند با پیکان بسا سرکش بمردی باز گردانید بر اندامشان پیکان
💡 و گفت عبادت جز به توبه راست نیاید که حق تعالی توبه مقدم گردانید برعبادت.
💡 طوغای تیمورخان پاسخ داد: «... مشتی روستایی میخواهید ما را مأمور امر خود گردانید و مردم را فریب دهید»
💡 جسد امیرکبیر، پس از قتل در قبرستان «پشت مشهد» کاشان دفن شد. چند ماه بعد، عزتالدوله جنازه را به کربلا فرستاد و در همانجا دفن گردانید.
💡 قرایوسف یکیک را در آغوش گرفته، همه را به وعدههای نیکو خشنود گردانید...