بیگانه ریخت

مترادف‌ها

ظاهر بیگانه، هیئت غریب

متضادها

خودی ریخت

فرهنگستان زبان و ادب

{xenomorphic, allotriomorphic} [زمین شناسی] ← بی وجه

جمله سازی با بیگانه ریخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 متصل از درد عشق و طعنه عقلم ملول می‌رسد هردم جفا از خویش و از بیگانه‌ام

💡 وی در همهٔ زندگی هنری‌اش کم‌سخن بود و از این‌رو همواره در جمع هنرمندان بیگانه به‌شمار می‌آمد از این رو وی در کهن‌سالی به شهرت رسید و مورد توجه قرار گرفت.

💡 وی همچنان، افراد دیگری را که حاضر به جدایی از همسران بیگانه خود نبودند، اخراج نمود.

💡 به شرم آشنایی برنمی آید نگاه من ز من بیگانه کن ای ناز تا ممکن بود او را

💡 مگو تا کی توان بیگانه بود از مردم عالم بدین ناآشنایان، گر نباشی آشنا، بهتر

💡 در آن داستان تخیلی، موجودی با بیگانه ریخت و چهره‌ای بسیار متفاوت از انسان‌ها وارد شهر شد که باعث وحشت و هراس در میان مردم گردید.

💡 با تغییر ناگهانی سبک زندگی و پوشش، او به گونه‌ای در میان جمع ظاهر شد که گویی فردی با بیگانه ریخت و از دنیایی دیگر است.

💡 برخی موجودات در دوران تکامل، با تغییر شکل‌های مداوم و ایجاد بیگانه ریخت، توانستند خود را با شرایط سخت و متغیر محیط پیرامونشان سازگار کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران