لغت نامه دهخدا
برگ کافه. [ ب َ ف َ / ف ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: برگ، ورق + کافه، مخفف کافنده به معنی شکافنده ) کافنده برگ. نوعی آفت گوزبن. ( یادداشت دهخدا ).
برگ کافه. [ ب َ ف َ / ف ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: برگ، ورق + کافه، مخفف کافنده به معنی شکافنده ) کافنده برگ. نوعی آفت گوزبن. ( یادداشت دهخدا ).
کرگب از برگ به معنی ورق و کافه مخفف کافنده به معنی شکافنده کافنده برگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهرک دارای ۲ جزیره بزرگ و ۱ تا کوچک میباشد. این جزایر توسط پلهای سنگی زیبایی به هم متصل شدهاند. افرون بر این، کافه و رستورانها و مکانهای زیبای بسیاری در این منطقه وجود دارند
💡 کافهٔ نادری که زمانی پاتوق کسانی چون صادق هدایت، جلال آلاحمد و صادق چوبک و همهٔ کسانی که در دههٔ ۱۳۴۰، بر علم و فرهنگ ایران تأثیرگذار بودهاند. این کافه هنوز هم پابرجاست و مشتریان زیادی دارد.
💡 در سال ۱۹۹۶ یک کافه به اموال اضافه شد که هدف آن نمایش مواد محلی است.
💡 ایبیزا صحنهای فعال در تولید موسیقی و جذب گردشگر موسیقی پسند سبک چیل آوت و تکنو در جهان دارد. کافه دل مار بهطور نمونه در این شهر شهرت فراوانی در این زمینه دارد. بسیاری از گردشگران - به ویژه از آلمان، فرانسه، بریتانیا و هلند نیز برای استراحت و آفتاب گرفتن در سواحل این جزیره به ایبیزا میآیند.
💡 کافههای پاریس از دیرباز شهرت جهانی داشتهاند. این کافهها با فضای کوچک داخلی و صندلیهای چیده شده در کنار خیابان و قهوههای خوشطعم و کیکهای خوشمزه نظر هر رهگذری را به سمت خود جلب میکند. از کافههای معروف پاریس میتوان از کافه دولاپه، کافه دوماگوت و کافه فلور نام برد.
💡 خداحافظ برلین تصور او از این شهر گمشدهاست؛ به این مفهوم که از آپارتمانهای استیجاری و کافههای مناطق حاشیة شهر به ویلاهای خیرکنندة ثروتمندان میرسد.