برهنه گردیدن

لغت نامه دهخدا

برهنه گردیدن. [ ب ِ رَ ن َ / ن ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) برهنه شدن. انجراد.تجرد. تعری. عری. عریة: انسفار؛ برهنه گردیدن سر ازموی. ( از منتهی الارب ). و رجوع به برهنه گشتن شود.

فرهنگ فارسی

برهنه شدن انجراد.

جمله سازی با برهنه گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوله تعالی: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، میدان که نیست خدای مگر اللَّه وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ، و آمرزش میخواه گناه خویش را، وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، و مردان و زنان گرویدگان را، وَ اللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَ مَثْواکُمْ (۱۹) اللَّه میداند گردیدن شما و بنگاه شما.

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز