لغت نامه دهخدا
بره بندی. [ ب َرْ رَ /رِ ب َ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل بره بند:
بسی سال طبل لوندی زدی
صلا از پی بره بندی زدی.؟ ( از آنندراج ذیل بره بند ).و رجوع به بره بند شود.
بره بندی. [ ب َرْ رَ /رِ ب َ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل بره بند:
بسی سال طبل لوندی زدی
صلا از پی بره بندی زدی.؟ ( از آنندراج ذیل بره بند ).و رجوع به بره بند شود.
شغل و عمل بره بند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با حدیث عشق ناید هیچ پندی سودمند با کمند عشق ناید هیچ بندی استوار
💡 ببستند بندی بر آیین خویش بران سان که بود آن زمان دین خویش
💡 بیاموزم تو را گر کار بندی که بیگریه زمانی خوش بخندی
💡 اگر خشم باقی بود پای بندی و گر عفو ممکن بود دست بوسی
💡 به گردن دلم از نو درافگند بندی از آن کمند چو آهنگ بازرست کنم
💡 چه بندی دل خود در آن ملک و مال که هستش کمی رنج و بیشی و بال