فرهنگستان زبان و ادب
{old snow} [علوم جَوّ] برف انباشته ای که شکل بلورین اولیۀ آن قابل تشخیص نباشد
{old snow} [علوم جَوّ] برف انباشته ای که شکل بلورین اولیۀ آن قابل تشخیص نباشد
برف انباشتهای که شکل بلورین اولیۀ آن قابل تشخیص نباشد.
💡 خوشتر از حمام و رخت پاک نیست کهنه گر باشد لباست باک نیست
💡 بیدران کهنه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
💡 کهنه قلعه(دستجرد)، روستایی از توابع بخش چاپشلو شهرستان درگز در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 بساطِ دنی، کهنه چَلْ دارمه یارونْ! دِشش امامِ عشقْرِهْ دِلْ دارمه یارونْ!
💡 نمانده قاعده ی تازه ای، پیاله بگیر که آنچه کهنه به عالم نمی شود می ماست
💡 سیاهدر کهنه روستایی از توابع بخش مرکزی در شهرستان سقز است که در استان کردستان ایران قرار دارد.