برد یمنی

لغت نامه دهخدا

برد یمنی. [ ب ُ دِ ی َ م َ ] ( اِ مرکب ) برد یمانی: اکنون سد [ ذوالقرنین ] بمانند برد یمنی است خطی سیاه و یکی سرخ و یکی زرد. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ).
سرور جمله اثواب ز روی معنی
هست برد یمنی لبس رسول مختاری.نظام قاری.و رجوع به برد یمانی شود.

فرهنگ فارسی

برد یمانی.

جمله سازی با برد یمنی

💡 آندری مهچیچ از سخنگویان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل گفت: «برآورد می‌کنیم نزدیک‌به ۲۰۰٬۰۰۰ غیرنظامی یمنی از زمان آغاز درگیری‌ها در این کشور آواره و بی‌خانمان شده باشند.

💡 لعلِ تو که خاصیتِ یاقوتِ روان داشت دل‌خون‌کنِ مرجان و عقیقِ یمنی بود

💡 بیرون نکنی تا ز سر این کبر و منی را دیدار نه بینی رخ یار یمنی را

💡 در مجموع و بنابر گزارش نهادهای رسمی و غیررسمی در ماه‌های گذشته، بیش از ۱۰۰ هزار شیعه یمنی آواره و صدها تن نیز کشته شده‌اند.

💡 زبان اشاره یمنی زبان اشاره‌ای است که توسط ناشنوایان و کم شنوایان در یمن استفاده می‌شود. این زبان دارای دو گویش شمالی و جنوبی است.

💡 راست چرا بنگرد سوی چپ خویش خوار هر دو چو دست تواند چه یمنی چه دنی