لغت نامه دهخدا
باغ خوبانه. [ ن َ ] ( اِخ ) باغی در هشت فرسخی تبریز که به نجمیه نیز اشتهار یافته است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 500 و رجوع به باغ نجمیه شود.
باغ خوبانه. [ ن َ ] ( اِخ ) باغی در هشت فرسخی تبریز که به نجمیه نیز اشتهار یافته است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 500 و رجوع به باغ نجمیه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در باغ دهر تا تو چو گل ریختی به خاک چون غنچه با هزار زبان دوختم دهن
💡 سروِ قدّت طرف باغ چو پا میماند شمشاد ز حیرت به هوا میماند
💡 بس که نازک شده از تربیت خوی کسی گل باغ دل ما زخمی شبنم گردد
💡 اگر به باغ خرامد قد سهی سروش فدای آن قد و بالا جهان چرا نکنند
💡 باغ عمرت همیشه سرسبز است روی بختت همیشه گلگون باد
💡 در باغ ثنای تو دل آهنگ غزل کرد در زمزمه بلبل به زبان دگر آمد