بارگاه افراشتن

لغت نامه دهخدا

بارگاه افراشتن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) بر پا کردن خیمه سلاطین. بارگاه آراستن. بارگاه زدن. بارگاه کشیدن:
چو افراشت در غجدوان بارگاه
جهان تیره گشت از غبار سپاه.قاسم گنابادی ( از ارمغان آصفی ).رجوع به بارگاه آراستن و بارگاه زدن و بارگاه کشیدن شود.

جمله سازی با بارگاه افراشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر افراشتن پرچم، كنايه از اعلان جنگ با نظام حاكم و تلاش براى تاءسيس ‍ حكومتجديد است.

💡 نظام کاتولیک مذهب نگو دین دیم در سال ۱۹۶۳ افراشتن پرچم بودایی را به هنگام جشن بودایی وساک ممنوع اعلام کرد. اعتراضات به این اقدام به کشته شدن ۹ تن از معترضان غیرنظامی به‌دست نظامیان حکومتی انجامید.

💡 فلک ز قوت فراش او بود حیران که پیش او فلک افراشتن چه آسان است

💡 نمونه: افسر (چیزی که بر سر می‌نهند)، افراشتن، افزودن.

💡 آسمان حیران فراشش بود کز چابکی آسمان افراشتن در دست او بی حالت است

💡 گسترده ترين عمليات بازداشت مردم به وسيله بر افراشتن پرچم هاى امان دادن وفريفتن مردم تحت عنوان: زير اين پرچمها جمع شويد و در امان باشيد! صورت گرفت.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز