بارژس کاهن
لغت نامه دهخدا
بارژس کاهن. [ ژِ هَِ ] ( اِخ ) دانشمند عربی دان فرانسوی و عضو روزنامه «برجیس » که در پاریس منتشر میشد. وی «تاریخ بنی زیان تونس » محمدبن عبداﷲ را با کتاب نظم الدرر و العقیان فی بیان شرف بنی زیان [ملوک تلمسان ] در سال 1852 م. ترجمه و چاپ کرد و نیز منتخبات دیگری از کتب عربی از قبیل فیض المدید متوفی و تاریخ بنی جلاب حاج سیدمحمد ادریسی را ترجمه و طبع کرده است. خاورشناس مذکور در ترجمه کتاب بغیةالرواد فی ذکر الملوک من عبدالواد ابن خلدون با بروسلارد همکاری نمود و اصل عربی و ترجمه آنرا در سه جزء در دو مجلد در الجزایر از سال 1904 تا 1912 م. منتشر کرد. ( از فرهنگ خاورشناسان ص 55 ).
فرهنگ فارسی
دانشمند عربی دان فرانسوی
جمله سازی با بارژس کاهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرگز بدین صفت نشنیدم مُشَعبَدی کاهن به مشک پوشد و آتش بهپرنیان
💡 هر قبیله از سه گروه اصلی کشاورزان، جنگجویان و کاهنان تشکیل میشود. بزرگترین زیست گاه آنها در قلعههای مستقر در رأس تپهها بود.
💡 بعد از لو دادن مسیح یهودا عذاب وجدان گرفت و نزد کاهنان یهود رفت و گفت سکهها را به آنها پس میدهد ولی مسیح را آزاد کنید.
💡 سرودههای انهدوآنا برای اینانا از باستانیترین قطعات ادبی بشریت است. انهدوآنا از کاهنان بزرگ سومری بوده که سرودههایی برای اینانا، بانوی دل بزرگ سرودهاست.
💡 وَ لا بِقَوْلِ کاهِنٍ و نه سخن کاهنی است قَلِیلًا ما تَذَکَّرُونَ (۴۲) چون اندک پند میپذیرید و میدریاوید.
💡 جذب مغناطیس بین کاهن به خود چون میکشد؟ کم ز سنگی نیستی کاهن به رفتار آورد