بارجلیغ کنت
لغت نامه دهخدا
بارجلیغکنت. [ ] ( اِخ ) بارجین لیغکنت. قریه ای بر ساحل جیحون نزدیک جند و فناکت و پروسک حالیه: و لشکر گرد بر گرد حصار چند حلقه ساختند و چون تمامت لشکرها جمع شدند هر رکنی را بجائی نامزد کرد پسر بزرگتر را با چند تومان از سپاهیان جلد و مردان مرد بحد جند و بارجلیغکنت و جمعی امرا رابجانب خجند و فناکت و بنفس خود قاصد بخارا شد. ( جهانگشای جوینی چ 1329 هَ. ق. بریل ج 1 ص 64 ). و رجوع به ص 66، 67، 72 و 97 همان جلد و بارجین لیغکنت شود.
فرهنگ فارسی
قریه ای بر ساحل جیحون
جمله سازی با بارجلیغ کنت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الیمار دوم (همچنین اگیلمار) دومین کنت اولدنبورگ از ۱۱۰۸ تا ۱۱۴۲ بود. او پسر الیمار یکم، کنت اولدنبورگ و همسرش ریچنزا بود.
💡 زمانی که ریموند سوم در سال ۱۱۸۷ میلادی درگذشت، کنتنشین طرابلس به پسر ریموند چهارم رسید که پسرخوانده ریموند سوم بود. با این حال، بوهموند سوم پس چند سال به این دلیل که میخواست ریموند در دربار انطاکیه باشد، وی را به انطاکیه فراخواند و در عوض دگیر فرزند، بوهموند چهارم را به طرابلس فرستاد. پس از شکست بوهموند در نبر با لوون یکم، شاه ارمنستان و اسیر شدن وی، ریموند بهعنوان نایب حکومت را در دست گرفت.
💡 در امپراتوری روم از واژهٔ کومیس در جایگاه «همراه امپراتور» یا «نماینده امپراتور» استفاده میشد. اواخر این دوره از این عنوان در مناصب اداری و نظامی درباری و ولایتی مختلفی استفاده گشت. در امپراتوری روم غربی کنت هر فرمانده بدون توجه به درجه را شامل میشد. از قرن هفتم در امپراتوری روم شرقی، کنت به فرماندهان واحدهای ۲۰۰ نفری گفته میشد.
💡 ویکُنت[الف] (انگلیسی: viscount، فرانسوی کهن: visconte)، یکی از لقبهای نجیبزادگان در اروپا است. ویکنت در رده نجیبزادگی اروپایی مقامی بالاتر از بارون و پایینتر از اِرل (در بریتانیا) یا کنت (در باقی اروپا) است.