بابهائی کبیر
لغت نامه دهخدا
بابهائی کبیر. [ ئی ک َ ] ( اِخ ) بابهائی کبیر که از روحانیون بزرگ جبل ایزلا بود در شمال نصیبین و در مذهب نسطوری قدمی راسخ و تعصبی سرشار داشت، بابهائی صغیر را تکفیر کرد. این بابهائی نیز از کشیشان محترم عیسوی بشمار میرفت و در کتاب گمنام گویدی این عبارت در حق آنان آمده است: «سخن کوتاه میکنیم زیرا که اعمال آنان درخشان تر از خورشید نبود و بسی از مؤلفات آنان گواهی میدهد که دارای ایمانی پاک بوده اند». ( ایران در زمان ساسانیان چ 1 صص 348-349 ).
جمله سازی با بابهائی کبیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 القصه آن دو ماه نور از طالع کبیر با همچو یافتند ز جنسیت اقتران
💡 چون نگه کرد بدان دخترکان مادر پیر سیر بودند یکایک، چه صغیر و چه کبیر
💡 سفیر کبیر عالیترین نماینده و مقام سیاسی یک کشور نزد دو یا چند کشور دیگر میباشد.
💡 اگر نادرشاه و فرزندانش در چنین مسیری میافتادند، شاید امروز او در تاریخِ ایران با پِطرِ کبیر در تاریخ روسیه مقایسه میشد.
💡 با این همه فراغت گر بحر را به ماهی میلی بود به رحمت فضل کبیر باشد
💡 بذله خوان هر گوشه قومی از جوان و از کهن کف زنان هر جا گروهی از صغیر و از کبیر