اکرام کردن

مترادف‌ها

احترام گذاشتن، تکریم کردن، گرامی داشتن

متضادها

تحقیر کردن، بی‌احترامی کردن

لغت نامه دهخدا

اکرام کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گرامی داشتن. گرامی شمردن. احترام کردن:
بندگان در خدمت او چون خداوندان شدند
از بس اکرام و خداوندی که با ایشان کند.امیرمعزی ( از آنندراج ).پسند آمدش حسن گفتار مرد
به نزد خودش خواند و اکرام کرد.( بوستان ).حکایت کنند از یکی نیکمرد
که اکرام حجاج یوسف نکرد.( بوستان ).به خدمتش اقدام نمایند و اکرام کنند. ( گلستان ). شیادی.... قصیده ای پیش ملک برد در جمله شاعران نعمت بسیارش فرمود و اکرام کرد. ( گلستان ).
کسی نکرد چو ما اهل درد را اکرام
چو خامه جا به سرماست زخم کاری را.ملامفید بلخی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

گرامی داشتن گرامی شمردن احترام کردن.

جمله سازی با اکرام کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیمین اکرامی از اکرامی‌های کاشان و خواهرزاده عباس اکرامی مؤسس باشگاه شاهین است.

💡 ما زنده از اکرام تو ای هر دو عالم رام تو وی از حیات نام تو جانی گرفته نام دل

💡 سبحان اکرامی فرزند استاد اکبر اکرامی است. استاد اکبر اکرامی، بنیان گذار سبک شیتوریو شیتوکای ایران و یکی از اساتید برجسته کاراته ایران است.

💡 چرخ را گو که بقدر کرمت هستی ده پس از آن باز بیا وز تو درآموز اکرام

💡 جلال اکرامی در سال ۱۹۶۴م جایزۀ دولتی تاجیکستان به‌عنوان جایزۀ رودکی را دریافت کرد.

💡 وز جوانمردی بهر شهری زخاص مال خویش دوستان را تحفهٔ احسان و اکرام آورد