لغت نامه دهخدا
اولی بیگ. [ اُ ب َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان. سکنه آن 459 تن وآب آن از چشمه و محصول آن غلات دیمی و شغل زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
اولی بیگ. [ اُ ب َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان. سکنه آن 459 تن وآب آن از چشمه و محصول آن غلات دیمی و شغل زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دهی جزئ دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منما به کس آن روی و در آیینه نظر کن زان رو که تماشای رخت هم به تو اولی ست
💡 تا عمر بود بستان، از ساقی ما جامی فرصت چو رود از دست، ای دوست شتاب اولی
💡 هر جا بت سر مستی با جام شراب آید مرغ دل هشیاران البته کباب اولی
💡 این نویسنده (هرودوت) به دو قوم موسوم به «آریها» یا «آرینها» اشاره میکند، اولی … قوم همسایهٔ سُغدیان بودهاست.
💡 زچهره شاهد بزم ازل نقاب گرفت گه تجلی حق است یا اولی الابصار
💡 خواهی که کشی یاری آن یار منم آری گر کشتنیم باری در پای تو اولیتر