اهک نوره

لغت نامه دهخدا

( آهک نوره ) آهک نوره. [ هََ ک ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوره. واجبی. حنازرد: گفتند این را [ موهای بلقیس سبا را ] به آهک نوره حیلت کنیم... آنگاه سلیمان آهک نوره به بلقیس فرستاد. ( ترجمه طبری بلعمی ).

فرهنگ فارسی

( آهک نوره ) نوره واجبی

جمله سازی با اهک نوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زاهد ز پهلوی ریش پشمینه می‌فروشی بازار نوره‌ گرم است این پوستین‌ که دارد

💡 اگر ندیدید که چون دور شود سایه ز نوره یک شب از پیش رخ او گذرانید چراغ

💡 يريدون ليطفوا نود الله باءفواههم والله متم نوره ولو كره الكافرين.(369)

💡 نوره ساز امرد که باشد مو به مویم آشنا دست او بوسیده گفتم در پس چرخی بیا

💡 دْ نوره جدا کنّی میونِ نی‌نی مَردمْ ره وَعدهْ کنّی، امّا چهْ (شهْ) نی‌نی

💡 6- اگر نداى اسلام از زبان پيامبر نور است، تداوم آن درشكل امامت، اتمام نور است.(198) (يتمّ نوره )

الهی یعنی چه؟
الهی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز